حسن حسن زاده آملى
319
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
سيمرغان جنة اللقايند و امانده است ، بضاعت مزجاتش را در توضيح اين فص ثمين در وعاء چند جمله اى بحضور ارباب فضل و اصحاب كمال تقديم ميدارد : در مباحث سالفه دانسته شد كه دماغ را در طول سه تجويف است كه آنها را بطون آن نيز گويند و مقدم بطن اول يعنى پيشگاه تجويف اول دماغ جاى قوت حس مشترك است . از آنرو حس مشترك ميگويند كه حواس خمسه ظاهر آنچه را يافتند به او تأديه ميكنند . و باعتبارى كه قواى پنجگانه ظاهر از او صادر مى شوند آن را بسر چشمه اى تشبيه كرده اند كه اين قوى چون جداول و شعبى اند كه از او منشعب اند . و از آنرو كه اين قوى آنچه را اصطياد كرده اند به دو ميرسانند آن را چون انهارى تعبير كرده اند كه مدركات آنها بان مى رسد و همه در آنجا ميريزند كه مصب همه آنها است و از آنرو كه حس مشترك از عمال قوه متخيله يا نفس ناطقه است آن را بوزير ملك تشبيه كرده اند و اين حواس خمس ظاهر را بجاسوسهايى كه اخبار نواحى را بوزير مى رسانند . و دانستى كه اين قوه بنام حس مشترك كه به يونانى بنطاسيايش گويند مظهر اسم عظيم يا من لايشغله شأن عن شأن است و ترجمه بنطاسيا به عربى لوح النفس يا لوح النقش است . اين مطلب را در پيش دانستيم اينك در اين فص گويد كه اين حس علاوه بر اينكه مجمع تأديه حواس پنجگانه ظاهر است ، مجمع تأديه قواى باطن نيز هست كه مجمع البحرين است و ملتقاى واردات و صادرات است و ارادات آنچه از انهار خمس ظاهرى عروجا در او متحصل مى گردد كه مصب آنها است ، و صادرات آنچه از قواى خمس باطن نزولا در وى متمثل مى گردد كه مرآة آنها است . و احساس در حقيقت در نزد اين قوه صورت گيرد . در اثبات اين قوه گفته است كه اگر آلتى مثلا آتش گردان را بسرعت بگردانيم خط مستديرى به شكل حلقه آتشين مشاهده ميگردد